|
به نام خدایی که غفور است و رحیم زندگی بی تو عذابی است وخیم
تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت . تقدیم به تو ای خیال من ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم. تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست . میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم. می دانی چرا؟ چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار است ولی در عین حال دلپذیر هم هست ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید . پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری . بنابراین: هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران. ای عشق من ، ای عزیزترینم: چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من شدی . پس: برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است. بنابراین: قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد : + نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 0:42 توسط دلشکسته |
اي آرامش ساحل ! با تو ام اي نور ! اي منشور ! اي تمام طيف هاي آفتابي ! اي كبود ارغواني ! اي بنفش آبي ! با تو ام اي دلشوره ي شيرين ، با تو ام اي شادي غمگين با تو ام اي غم ،غم مبهم اي نمي دانم ! هر چه هستي باش اما كاش ..... نه جز اينم آرزويي نيست هر چه هستي باش ، اما باش! + نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386 0:17 توسط دلشکسته |
گر يه کردم تا بدوني زندگي بي غم نميشه ، اگه دستم و بگيري از غرورت کم نميشه ، ساکت و صبور و عاشق وقتي حوصله نداري پيش حرفاي دل من حرف عشق و کم مياري لحظه هام تلخ و حقيرن وقتي قهري با دل من کاش چشات يه جاده ميزد از دل تو تا دل من چقدر عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه پس دعا ميکنم هر چه زودتر بميرم + نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 23:31 توسط دلشکسته |
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 23:25 توسط دلشکسته |
تنها گناه ِ ما .. این بود که نفس می کشیدیم .. چه گناه ِ مکرری .. اصرار بر این گناه ِ کوچک بود که .. بزرگ شدیم .. و اکنون نفس است که .. میان ِ رفته و نیامده .. می رود و می آید .. تا باز شاید ، بزرگتر شود .. گناه ِ بودن ِ ما .. . .: نگاه کن ، بزرگ شدم .. آن هم بدون تو .. آنقدر ها هم سخت نبود ..! + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 21:6 توسط دلشکسته |
و من امشب از تو عبور کردم
من پیش از این برای رسیدن از غرورم عبور کرده بودم و معتقد بودم و هستم برآنکه در عشق غرور باید شکسته شود تا تو سبک قدم برداری و تو هرچه سبک تر بلاتر و هرچه بالاتر به خدا نزدیک تر و من سبک شدم بالا رفتم اما تنها! سخت بود اما رفتم و تو را رها کردم تو را در یک قدمی تداخل دستانمان رها کردم گرچه گوشه ایی از تقدیرهم بودیم اما امشب دانستم که باید برم پیش از آنکه رفتنت را نظاره کنم و تو ندیدی همانطور که آمدنم از خواب بیدارت نکرد پتوی دعا هایم را آهسته بر رویت می کشم. تا بیدار نشوی عزیز! من رفتم ماندن جایز نیست. خدایا شکر گذارت هستم و میدانم که هجران نیز موهبتی است خدایی بیش از این هم تاب آورده ام این بار نیز توانم ده باشد که تاب بیاورم + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 21:4 توسط دلشکسته |
با قطرات اشكم جشن چشمان تو را گرفتم دوستت دارم + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 21:3 توسط دلشکسته |
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386 21:2 توسط دلشکسته |
وقتی نمی دونم کدوم حرفتو باید باور کنم ؟ وقتی نمی تونم بازی سرنوشت رو ازرنگ چشمات تشخیص بدم؟ وقتی حس می کنم سیب عشقمو گاز زدی و اون و بهم پس دادی؟ یا حتی گرمی دستات و از دستای خودم نمی تونم جدا کنم؟ خجالت می کشم که بگم که بگم..... چقدر دوست دارم....!!! + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 0:9 توسط دلشکسته |
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه، بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت، بدون براش عزيزي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه، بدون براش قشنگي اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه، بدون دوستت داره اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه، بدون عاشقته شايد يه كسي شب ها براي اينكه خواب تورو ببينه به خدا التماس مي كنه ، شايد يه كسي به محض ديدن تو دستش يخ ميزنه و تپش قلبش مرتب بيشتر ميشه ، مطمئن باش يه كسي شب ها به خاطر تو توي درياي اشك مي خوابه ، ولي تو اون رو نمي بيني! + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 1:43 توسط دلشکسته |
در امتداد هر روز فرصتی را بجوی که در آن شاهد زيبايی و عشق جهانی باشی که تو را در بر دارد. برای رسیدن به لحضات شیرین زندگی از خود گذ شتکی و شکستن غرور لازم است برای زندگی زندگی کن و برای دیگران تنفس.
تو رويش لطيف ترين نسيمی در کوير خشک هستی ام شعف انگيز ترين مصرع شعری در غزل غمناک تنها ئی ام + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 1:39 توسط دلشکسته |
اين همه دردي كه دنيا با دل ما ميكند + نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 1:32 توسط دلشکسته |
|
| |||||